تبليغاتX
فردا پر از آزادیه.....

فردا پر از آزادیه.....

 

 

یا صاحب الزمان العجل العجل العجل

هتک حرمت به روز عاشورا و عقاید با ارزش دینی را توسط یک عده ناشناس و فرصت جو  محکوم میکنم.

                              

زنده باد اصل ولایت فقیه(اللهم عجل لولیک الفرج)

جواب دوست عزیز که خواسته بود هدفم را بگم:

  • مبارزه با بازیچه قرار دادن دین   و سوء استفاده از احساسات دینی مردم برای قدرت(جرقه ی این مبارزه در زمان انتخابات و البته شاید قبل تراز اون بود که افرادی به دلیل تفاوت رای بی دین و افراد دیگه مومن خونده شدند)
  • مبارزه با دروغ و فریب مردم.مبارزه با اینکه مردم را ابله فرض میکنند .
  • مبارزه با  دیکتاتوری و گرفتن حق دوستان و هم دانشگاهیام که بدون گناه اخراج شدند و یا تعلیقی خوردند.
  • مبارزه برای پس گرفتن خون ندا و موسوی و.......
  • مبارزه با بی آبرویی ایران در مجامع بین المللی    به دلیل حرف های غیر منطقی و غیر اصولی
  • مبارزه با رهبری که باید متعلق به همه ی مردم باشه ولی شده رهبر یک عده ی خاص.رهبری که حتی شایستگی اداره ی کشورش و جلوگیری از این آشوب ها را نداره.و چه بسا خودش عامل این تفرقه شد.چون عده ای بدون سند عده ای دیگه را ضد ولایت فقیه خونده و انواع تهمت ها را زدند و همین توهم باعث تهمت های دیگه شد.و رهبر در صورتی که میتونست مثل امام خمینی عمل کنه واز کاندیدها بخواد تا خودشون را به رهبر نسبت ندند تا تفرقه ایجاد نشه گویا از شعله ور شدن این تفرقه لذت میبرد و میبره.(کسی که ادعای پیریو از امام را میکنه اینگونه عمل نمیکنه..ایشون خدمات زیادی به این کشور کردند ولی بی شباهت هم با کسایی نیستند که ادعای خلیفه اللهی میکردند و امام حسین را خارجی میخونند و تا دلشون میخواست به مردم ظلم میکردند.من میخوام ایشون رهبر این جامعه بمونند ولی با یک سری از کارهاشون شدیدا مخالفم و خواهان اصلاح رویه ی رهبر هستم وگرنه.....
  • مبارزه با فقر و فساد و بی عدالتی و نا امنی که در این جامعه موج میزنه ولی به دروغ ادعا میکنند همه چیز عالی و بر وفق مراد مردم هست.

مبارزه با.......

در یک کلام هدف من:  مبارزه برای بازپس گیری اسلام و انقلاب واقعی از دست مقدس نماهایی که هردوی این مقدسات را دارند به نابودی میکشونند.       


سه شنبه هشتم دی 1388 |
 

وحسین هنوز هم تنهاست

و چقدر حسين تنهاست.....

از بين اين همه جمعيت عزادار چند نفر فلسفه ي عاشورا را خوب درك ميكنند؟چند نفر با بينش سينه ميزنند و اشك ميريزند؟؟؟؟؟

حسين و محرم شده فرصتي براي  تخليه احساسات ما ادما.شده فرصتي براي  شكمي از عزا در آوردن و هر روز يك نذري خوب و خوشمزه خوردن.شده براي عده اي از دختر ها و پسرهاي ما  فرصتي براي خودنمايي كردن.

ديشب دوست برادرم برامون نذري چلوكباب آورد.چقدر براي من جاي تعجب و ناراحتي بود.اين مراسم و ايام متعلق به امامي هست كه در يك مراسم مهماني مجلل شركت نميكرد و به ياد فقرا بود اما نذرهاي ما براي چشم و هم چشمي و ريا شده غذاهايي كه  اي كاش به جاي فاميل و دوستان به افراد نيازمند حاشيه ي شهر داده ميشد  به فقرا و گرسنگاني كه حتي اين روزها هم گرسنه هستند.

چند شب پيش به صورت توفيق اجباري رفتم مراسم روضه و چقدر  دلم براي مظلوميت حسين سوخت.مراسم روضه كه نبود مهموني بود.انواع نذرها از سفره ي رقيه كه هيچ اعتباري نداره تا  هزارتا سفره هاي جورواجور.از اين بگزريم  و بريم سراغ سخنراني ....يادمه سال پيش هم دقيقا همينجا و همين سخنران همين حرف ها را زده بود و اي كاش كه ربطي به فلسفه ي قيام عشورا داشت اي كاش بصيرت و ديد ما را بالا ميبرد

جالب بود مداح در بين مداحي مدام بر اين تاكييد مكيرد كه حضور در اين مراسم صرفا براي گرفتن حاجته.حاجات و نيازها را يكي يكي ميگفت. با گفتن هر كدومش آه و ناله ي خانم كنار دستم بيشتر ميشد و اخرش هم غش كرد...از مظلوميت امام حسين اين همه گفته شد و اشكش در نيومد و قت گرفتن حاجات............

و اين مراسم سالهاست كه شده مكاني براي سوء استفاده از احساسات ديني مردم و تبليغ  سياسي وامسال هم كه اين سوء استفاده در اوج خودش بود وهمين عامل من و دوستانم را متعهد كرد كه در هيچ مراسمي شركت نكنيم و ترجيح داديم با مطالعه كتب مختلف درباره ي عاشورا بصيرت خودمون را بالا ببريم.

اون شب در اون مراسم  ما و دوستانمون لعنت شديم!!!!!!!!!!

من ادعا نميكنم كه كاملا و خيلي خوب  هدف از قيام عاشورا را دركردم ولي اگه ديگران هم در حد اندك من هم آگاهيشون را بالاتر ميبردند ميتونستند تشخيص بدند كه حق با كيه؟كدوم راه حسينيه و كدوم يزيدي؟

از پدر مادرم هم دلخورم.مدام به من گوشزد ميكنند كه نگران جان و مال و آبرو و ......دنيام باشم و خودم را درگير اين سياست نكنم.بي خيال گرفتن حقم بشم.....پدر مادر عزيزم ميدونم كه نگران من هستيد و لي چطور از من انتظار داريد كه براي حسين اشك بريزم در حالي كه حسين براي اشك من و شما شهيد نشد.حسين قيام كرد تا به همه ي ما نشون بده در هر زماني بايد با يزيد زمانه مبارزه كرد و از قلت عدد نترسيد.چرا من بايد مثل اهل كوفه باشم كه به بهانه ي دنيا  حسين را تنها گذاشتند؟مسلم را به شهرشون دعوت كردند و اون موقع كه مسلم مظلومانه بر زمين كشيده ميشد مردم از ترس در خونه هاي خودشون كمين كرده بودند.

خودم كوفي باشم و بر كوفيان لعن بفرستم؟؟؟؟؟؟آيا نبايد جواب گوي خدا و حسين باشم؟؟؟؟؟؟

 ((از يا حسين تا با حسين يك نقطه فرق است.اما يا حسين كجا و با حسن بودن كجا))

پارازيت اول(احمدي نژاد هنوز نفهميده كه ميرحسن با بيرون رفتن از فرهنگستان از قلب ما بيرون نميره.هنوز نفهميده كه با بركناري ميرحسين باعث شد تا برای ما عزيز تر بشه..و اما من هنوز نفهميدم و نميدونم  بركناري ميرحسين چه لذتي براي احمدي نژاد داشته  كه سفرش را نيمه  رها كرد  و در جلسه بركناري حاضر شد؟؟؟؟شايد فكر كرده با اين كارش ميرحسين  ذليل ميشه و خواسته لذت ببره.اما مير ما هميشه با صلابت خواهد موند و حداقل كاري نميكنه كه دشمن به شاد بشه)

پارازيت دوم(امروز هفت روز از درگذشت جان سوز آيت الله منتظري گذشته.برای برگزاري مراسم هفته هم مانند  مراسم تدفين درگيري شده....به قول مامانم :حر اولين كسي بود كه راه را به امام بست و اگه حر اين كار را نميكرد امام در صحراي كربلا گرفتار نميشد.ولي وقتي توبه كرد موقع شهادتش امام حسين(ع)سر حر را در دامن گرفت و بوسه زد.حالا آيا مقام و شان اين افراد به ظاهر ولايت مدار از امام حسين (ع)بالاتره و منتظري به خاطر يك اختلاف نظر بايد تمام  زحماتش ناديده گرفته بشه و  از حر يزيدي هم پست تر بشه؟؟؟چقدر مظلومانه زندگي كرد و چقدر مظلومانه مرد ....روحش شاد)

پارازيت سوم(درد دل:چرا ما آدما ميخوايم در مورد همه قضاوت كنيم؟چرا عادت داريم به همه بر چسب بزنيم؟از همه خرده بگيريم؟چرا وقتي ميخندي ميگند طرف سرخوشه.وقتي گريه ميكني ميگند احساسش عقلش را تباه كرده..اگه از عقيدت دفاع كني و سر حرفت باشي ميگند متعصبي  اگه  سكوت كني ميگند كم آوردي. وقتي  عاشقي ميگند طرف ديوونه شده  و عقل نداره.اگه عاشق نباشي ميگند طرف دل سنگه.اگه خوش اخلاق باشي ميگند  ميخواي خودت و خوب نشون بدي و دلبري كني.اگه گاهي كج خلقي كني ميگند طرف گنده دماغه.اگه از چيزي ناراحت بشي بهت ميخنند  اگه از هيچي ناراحت نشي ميگند مشكل رواني داري.اگه.......

واي خداي من از اين همه برچسب جورواجور كه بهم ميزنند خسته شدم.دچار چندگانگي شخصيت شدم.كاشكي حداقل حرف همشون يكي بود.چرا برچسب هاشون با هم متناقصه؟؟؟؟؟

چرا نميفهمند من همينم كه هستم.منم آدمم.منم  آدمم به خداااااااااااااااا.

تورا خدا بيايند تا با كفش كسي راه نرفتيم در مورد راه رفتنش قضاوت نكنيم.

 


شنبه پنجم دی 1388 |
 

سخنان فراموش شده ی امام

در جمع فرماندهان سپاه، سی سال پیش در چنین روزی؛
سخنان آموزنده امام(ره) در رد افراطی‌گری و عدم تمکین به قانون
«من هم خسته دارم مى‏شوم. خدا مى‏داند كه من در آن رژيم سابق هيچ وقت از هيچ چيز خسته نمى‏شدم، هر فشارى مى‏آوردند بر من خسته نمى‏شدم، حالا دارم از خودمان خسته مى‏شوم.
آخر چرا بايد اين طور باشد. يك فكرى بكنيد. اگر دير بجنبيد اسلام را در خطر تضييع و رفتن آبرويش قرار داده‏ايد. مسئوليم همه ما. هر كارى از من برآيد مى‏كنم. هر كارى هم از شما [بر مى‏آيد] بايد بكنيد، هر كدام از آقايان بايد بكنند...»
حضرت امام (ره)، سی سال پیش در چنین روزی در جمع فرماندهان سپاه پاسداران سخنان مهمی را درباره مراقبت سران نظام، از حیثیت اسلام و جمهوری اسلامی بیان داشتند که توجه به این بیانات در روزهای اخیر بسیار ضروری و آموزنده به نظر می رسد.

به گزارش «تابناک»، حضرت امام(ره)، این سخنرانی را در روز 26 آذرماه سال 1358 به علت سوء استفاده برخی افراد از نام سپاه پاسداران و کمیته های انقلاب و دست اندازی این افراد به زندگی و اموال مردم، ایراد کرده‌اند.

حضرت امام (ره) در آغاز بیاناتشان در مورد خودسری برخی از افراد منتسب به تشکل‌های انقلابی می‌فرمایند:

«من حقيقتاً نگران هستم. من نگران اسلام هستم. ما اسلام را از چنگ محمد رضا در آورديم. و من خوف اين را دارم كه اسلام به چنگ ما مبتلا شده باشد، به طورى كه ما هم مثل او يا بدتر از او بر سر اسلام بياوريم. اين نگرانى هست و زياد است. آدمهاى جاهلى هستند كه به خيال خودشان خدمت مى‏كنند براى اسلام، خدمت مى‏كنند، لكن سر خود كارهايى مى‏كنند كه ضرر به حيثيت اسلام مى‏خورد. از همه اطراف به ما فشار آمده است. از اصفهان مفصل نوشته‏اند.... هر كس يك چيزى دارد به اسم سرمايه دارى مى‏ريزند و مى‏گيرند، و اصلًا موازين تو كار نيست. همان طورى كه در رژيم سابق بدون ميزان اسلامى و شرعى عمل مى‏كردند، حالا هم بدون ميزان شرعى و عقلى عمل مى‏كنند، و اين تأسف بسيار دارد.
تأسف اينكه اين نهضت به دست خود ما نهضت اسلامى نباشد. اسلاميتش را از دست بدهد. انقلاب كرديم و هر كارى دلمان مى‏خواهد مى‏كنيم. حجتشان همين است. از هر كه بپرسى چرا اين طور؟ مى‏گويد انقلاب كرديم.

انقلاب كرديم. مال مردم را، مى‏رويم، مى‏ريزيم منزل مردم اموالشان را مى‏گيرند به اندازه‏اى كه زن و بچه‏شان روى زمين‏مى‏نشينند. حجتشان اين است كه انقلاب كرده‏ايم. زمينهاى مردم را مى‏گيرند، نمى‏گذارند كشت بشود. يا مى‏گيرند مى‏دهند دست يكى ديگر. حجتشان اين است كه انقلاب كرديم. اشخاصى مى‏ريزند تو خانه‏هاى مردم، بدون اينكه يك مجوز شرعى، يك مجوز قانونى داشته باشند، حجتشان اين است كه انقلاب كرديم. معنى اين [حركت‏] اين است كه اسلام اين طور مى‏گويد. انقلاب كرده‏ايم، يعنى حالا جمهورى اسلامى داريم، و طريقه اسلام اين است كه موازين و جهاتى كه هست ديگر تمام ديوارها بريزد، و تمام موازين از بين برود.»

حضرت امام (ره) پس از این بیانات به آسیب شناسی انقلاب پرداخته‌اند و دو آفت بزرگ انقلاب اسلامی را به ویژه برای مسئولین وقت باز می شمارند. ایشان می فرمایند :

«كارهاى كمونيستها را مى‏كنند به اسم اسلام. كارهاى ماركسيست‌ها را مى‏كنند به اسم اسلام. حرفهاى آنها را مى‏زنند به اسم اسلام. و اين نهضت از داخل دارد مى‏پوسد. مثل يك خربزه‏اى كه از بيرون شما آب به آن مى‏دهيد، به آن توجه مى‏كنيد، يك وقت كه مى‏خواهيد بچينيد مى‏بينيد از باطن خراب شده. شما در ظاهر هى خدمت كنيد، هى چى بكنيد، يك وقت ببينيد كه نهضت شما كرمزده است. از باطن خراب شده است. آنهايى كه به اسم اسلام مشغول شده‏اند به تبليغات، و به اسم اسلام مشغول شده‏اند به اعمال سر خودى؛ اينها كرمهايى هستند كه باطن اين نهضت را به فساد خواهند كشيد. و من نمى‏دانم بايد چه بكنيم. اين يك قدرت مركزى مى‏خواهد. يك قدرت اجرايى مى‏خواهد كه اين اشخاص هر جا يك شلوغى كردند، اينها را بگيرند و محاكمه‏شان كنند، و جزايى اگر دارند به آنها بدهند. سر خود همين طورى يك دسته‏اى، هر كس در هر جا، يك تفنگى داشته دست خودش گرفته، و به اسم «كميته» و به اسم «پاسدار» و به اسم [بسيج‏]، هر كه هر چه دلش مى‏خواهد، هر كارى دلش مى‏خواهد مى‏كند. با هر كه بد است مى‏ريزند منزلش [بازرسى‏] مى‏كنند. با هر كه يك غرضى دارند مى‏ريزند منزلش. خانه‏اش را [غارت‏] مى‏كنند. و اين يك خطر بزرگى است كه براى اسلام در زمان ما پيش آمده، و شايد خطرش بيشتر از خطرى باشد كه اسلام از رژيم سابق داشت. تمام ضوابط را به هم‏ ريخته‏اند. هر چه ضابطه اسلامى باشد عمل به آن نمى‏شود. به اسم اسلام، اسلام را دارند از بين مى‏برند. اشخاصى نفوذ كرده‏اند در همه جا. به اسم اسلام، اسلام را مى‏پوسانند.اسلام را مى‏كوبند

حضرت امام (ره) در ادامه از اعمالی که جاهلانه به نام اسلام انجام می‌شود، گلایه می‌کنند و اینگونه ادامه می‌دهند:

«و بايد آنهايى كه به اسلام اعتقاد دارند به داد اسلام برسند. آنهايى كه مى‏خواهند اسلام در اين مملكت حكومت كند بايد به داد اسلام برسند. يك دسته جوان‏اند. مطلع نيستند از مسائل. جاهل متنسك از آنهايى است كه پيغمبر فرموده است كه: دو طايفه هستند كه كمر مرا مى‏شكنند: يكيشان عالم متهتك است، يكيشان جاهل متنسك است. جاهل مقدس مآب كمر پيغمبر را مى‏شكند. جاهلى كه نداند قانون اسلام چيست و پيش خود به اسم اسلام برود به خيال خودش خدمت مى‏كند. اين از آنهايى است كه پيغمبر فرموده است كه كمر مرا مى‏شكند. «قَصَم ظهرى الرجلان؛ عالم متهتك و جاهل متنسك فكرى بكنيد شما آقايانى كه در رأس سپاهيان واقع شده‏ايد! آقايان ديگر هم كه در رأس دادگاهها واقع شده‏اند، در رأس كميته‏ها واقع شده‏اند، براى اسلام يك فكرى بكنيد! اگر بخواهيد اين طور باشد چندى نمى‏گذرد كه از اين اسلام و از اين نهضت و از اين بساط، مردم روگردان مى‏شوند.

چرا بايد اين طور بشود. چرا بايد ضوابط نباشد؟ اسلام ضوابط دارد. اسلام هرج و مرج نيست كه هر كه هر كارى بخواهد بكند. اسلام قوانين دارد. روى قوانين بايد عمل بشود.

آنها نه قوانين اسلام را عمل مى‏كنند. و نه قوانين دولت را عمل مى‏كنند و هر چه، هر كه هر كارى مى‏خواهد مى‏كند. هر كه بدون اينكه اعتنايى بكنند، به رئوسشان اعتنايى بكنند، به رؤسايشان احترامى بكنند، احترامى به اسلام بكنند، بدون ضوابط، بدون‏جهت، اسباب اين مى‏شوند كه مردم بگويند كه معلوم مى‏شود كه قضيه قضيه اسلام نيست. قضيه قضيه كمونيستى است. حتى يكى از مراجع اينجا به من گفت مگر كمونيستى است حالا! بايد اين طور ما باشيم. وضع پاسدارهايى كه مى‏گوييد ما براى اسلام خدمت مى‏كنيم، بايد تحت تأثير كمونيستها واقع بشوند و همان كارهايى كه كمونيست مى‏كنند، بكنند؟ نمى‏دانند اينها.مى‏خواهند كه اسلام را بشكنند در ايران، تا اينكه يك وقت خداى نخواسته با يك كودتايى اينجا برگردد به يك حالى بدتر از حال سابق. نمى‏دانند اين را. علاقه ندارند واقعاً به اسلام. نمى‏توانم من بگويم كه پاسبانى كه دارد خدمت مى‏كند و شب و روز خدمت مى‏كند علاقه ندارد. علاقه دارد، ملتفت نيست كه دارد چه مى‏كند. يا دادگاهى كه مى‏خواهد خدمت بكند، علاقه هم دارد. يا كميته‏اى كه مى‏خواهد خدمت بكند، علاقه دارد. لكن راه را درست نمى‏داند. ضوابط درست معلوم نشده پيششان. خيال مى‏كنند هر كه هر طورى دلش خواست عمل بكند. به مجرد اينكه انقلاب شد ديگر من هم بايد پا بشوم هر كارى دلم مى‏خواهد بكنم. انقلاب شده. يعنى انقلاب شده، از يك رژيم ظالم به يك رژيم عدالت.

رژيم عدالت معنايش اين نيست كه هر كه هر طورى دلش مى‏خواهد عمل كند. يك قواعدى در اسلام بايد باشد. بايد قوانين اسلام باشد. نه بريزند مردم، زنها را، زن و بچه مردم را بيرون كنند از منزلشان. با اينكه من اين را، شايد ده دفعه گفته باشم كه بر فرض اينكه يك نفرى جانى باشد، مستحق قتل باشد، تمام اموالش بايد مصادره بشود. لكن زن و بچه‏اش كه نبايد گرسنه بمانند. خوب، به اندازه زن و بچه‏اش بايد برايشان بگذارند.

مابقى‏اش را ببرند. مع ذلك كراراً براى من نوشته‏اند، گفته‏اند كه فلانى بيخود اموالش را گرفته‏اند. حالا بيخودش را من نمى‏دانم. اما آمده‏اند فرش از زير پاى ما كشيده‏اند، و ما را از منزلمان بيرون كرده‏اند، و چه كرده‏اند، و ما مانده‏ايم همين طورى. آخر اين را عقل مى‏پسندد؟ شرع مى‏پسندد؟ انسانيت مى‏پسندد كه ما يك همچه كارى سر مردم درآوريم.»

در پایان حضرت امام (ره) دعوت می کند تا عقلای قوم به تدبیر امور کشور بپردازند:

«بايد چه بكنيم آقا! خوب فكرى بنشينيد بكنيد. بياييد تهران جمع بشويد همه‏تان.سران قوم بنشينيد. فرض كنيد، شما در رأس پاسداران هستيد شما آقايان. آنها هم كه در رأس كميته هستند. آنها هم كه در رأس چيزهاى ديگر هستند. بنشينند با هم شور كنيد.صحبت كنيد. يك ضوابط درست كنيد. ضوابط را منتشر كنيد. ... اما مسأله اين است كه بايد همه جا قوانين اسلام باشد. اگر بنا باشد كه هر جا آدم برود مى‏بيند كه [دائماً] مردم دارند شكايت مى‏كنند. زن و بچه مردم مى‏آيند گريه مى‏كنند. مى‏آيند [التماس‏] مى‏كنند. من هم خسته دارم مى‏شوم. خدا مى‏داند كه من در آن رژيم سابق هيچ وقت از هيچ چيز خسته نمى‏شدم، هر فشارى مى‏آوردند بر من خسته نمى‏شدم، حالا دارم از خودمان خسته مى‏شوم. آخر چرا بايد اين طور باشد.

يك فكرى بكنيد. اگر دير بجنبيد اسلام را در خطر تضييع و رفتن آبرويش قرار داده‏ايد. مسئوليم همه ما. هر كارى از من برآيد مى‏كنم. هر كارى هم از شما [مى‏آيد] بايد بكنيد، هر كدام از آقايان بايد بكنند. هر كار هم از شوراى انقلاب است بايد بكنند. هر فردى كه بر خلاف موازين اسلام دارد عمل مى‏كند بزنند توى سرش. بيرونش كنند. هر فردى كه دارد دعوت به كمونيستى مى‏كند به خيال خودش كه براى خدمت به اسلام، خوب بيرونش كنند از آن محل. اينكه معنى ندارد كه ما بنشينيم و هر كه هر كارى دلش مى‏خواهد بكند، و هر كه هر غلطى مى‏خواهد بكند، و ما هم بنشينيم همين طور تماشاگر مسأله باشيم.

من ميل ندارم كه هى شدت عمل، و هى فشار، و هى دعوا و داد و قال. من ميل دارم باآرامش همه چيزها محقق بشود. با آرامش امور، امور تحقق پيدا كند. اين تصفيه‏اى كه مى‏گويند در ادارات داريم، تصفيه اين است اشخاصى كه دارند بر خلاف اسلام، بر خلاف موازين اسلام دارند پخش مى‏كنند حرفهايشان را، تصفيه اين است كه اينها را خارج كنند. در هر صورت اين يك وظيفه‏اى است براى همه شما آقايان. فقط من مسلمان نيستم كه شما هم مسلمانيد. يعنى وظيفه‏اى است براى شما كه فردا مى‏گيرند. شما را خدا مى‏گيرد، شما را، شمايى كه يك عده‏اى از پاسبانها در تحت نظرتان بود. آقايى كه يك عده‏اى از پاسبانها در نظرِتان بود، در تحت سيطره‏تان بود، اين كار را كردند. شما مسئوليد. فردا حساب هست آقا در كار. همين طورى كه نيست، حساب در كار است.

 اگر از اين جا هم نمى‏ترسيد از آنجا بترسيد. من هر كارى دلم مى‏خواهد بكنم، آقا هم هر كارى دلش مى‏خواهد، شما هم هر كارى، پاسبانها هم اعتنا نكنند، به شما پاسدارها هم اعتنا نكنند، شما هم ساكت بنشينيد، نه آقا، اين طور نيست، تصفيه كنيد. برويد الآن در تهران بنشينيد. اجتماعى درست كنيد. همه‏تان با هم، شوراى انقلاب، شماها، ديگران، آنهايى كه در رأس امور هستند، يك نقشه‏اى درست كنيد. يك ضوابطى درست كنيد.روی آن ضوابط عمل بشود....خوب، تعبير ايشان اين است كه دارند اطراف مشغول‏اند به غارت كردن مردم. خوب، يك وقتى يك ملايى اين معنا را مى‏گويد. خوب بعد هم ديگران مى‏گويند. بعد هم ديگران مى‏گويند. در هر صورت برسيد به داد اسلام. به دست ما خراب نشود اسلام. اگر يك وقت به دست دشمنهاى ما مى‏شد ما مسئول نبوديم. اگر حالايى كه به دست ما رسيده، به دست ما خراب بشود اسلام، ما مسئولش هستيم.

 شوراى انقلاب، شما، آنها، همه، مسئوليد پيش خدا. همين طورى هى بنشينيم ما هم و تماشا كنيم كه هر جا هر چى مى‏شود. نبايد بنشينيم‏ تماشا كنيم. بايد بنشينيد، يك اجتماعى بكنيد. با هم قرارى بدهيد. يك ضوابطى درست كنيد و بعد هم شماهايى كه پاسدارها دستتان است عمل كنيد. پاسدار اگر يك پاسدارى غلطى كرد بيرونش كنيد. تحويل دادگاهش بدهيد. نگذاريد هرج و مرج بشود. يكى دو تا مى‏شود، دو تا ده تا مى‏شود، بعد از دست شما هم خارج مى‏شود. انشاءاللَّه خداوند خودش اصلاح كند امور را و ما را از دست خودمان نجات بدهد. من از دست خودمان «سعدى از دست خويشتن فرياد» از دست خودمان فرياد هست.»

پارازیت((آیا حق آیت الله منتظری  که امروز اینهمه جمعیت برای تشییع جنازش حضور داشت این همه مظلومیت بود؟آیا حق این بود که به خاطر یک اختلاف ساده  چنین شخصیتی که پایه ریز انقلاب بوده اینچنین گوشه نشین بشه و با تبلیغات نادرست مورد نفرت مردم قرار بگیره؟؟؟؟چرا افراد انقلابی مثل منتظری و هاشمی وموسوی و.....دارند به حاشیه کشونده میشند و افراد تازه به دوران رسیده در حال ربودن انقلاب هستند؟؟؟؟))

پارازیت ۲((کمیته انضباطی دوستم را تهدید کرده.۱۲ نفر از هم دانشگاهی هامون بدون اینکه حتی بهشون هشدار داده بشه اخراج شدند......این است نماد دموکراسی و حکومت احمدی))


سه شنبه یکم دی 1388 |
 

قیام عاشورا در دیدگاه امام خمینی

بيانات امام در جمع علماي غرب تهران(30/7/58)

......نميدانند كه گريه كردن بر امام حسين (ع)زنده نگه داشتن نهضت و زنده نگه داشتن همين معناست كه يك جمعیت كمي در مقابل يك امپراتوري بزرگ ايستاد.

امام حسين با عده ي كمي همه ي چيزش را فداي اسلام كرد مقابل يك امپراتوري بزرگ ايستاد و (نه)گفت هرروز بايد در هرجا اين (نه)محفوظ بماند.

بیانات امام در جمع گويندگان مذهبي(25/7/61)

حضرت سيد الشهدا(ع)به همه آموخت كه در مقابل ظلم در مقابل ستم در مقابل حكومت جائر چه بايد كرد...اگر نبود اين نهضت يزيد و اتباعش اسلام را وارونه به مردم نشان ميدادند.......در طول تاريخ اموخت به همه كه همين است.از قلت عدد نترسيد عدد كار پيش نميبرد كيفيت اعداد كيفيت جهاد آن است كه كار را پيش ميبرد.افراد ممكن است خيلي زياد باشند لكن در كيفيت ناقص باشند يا پوچ و افراد ممكن است كم باشند لكن در كيفيت توانا باشند و سرافراز.

 اين انقلاب به خواست خدا شكست نخواهد خورد .آنچه حقيقت است روشن خواهد شد.ان روزي هم كه امام حسين(ع) را مظلوم شهيد كردند بعضي از اشخاصي بودند كه او را به اسم خارجي و اينكه در حكومت حق وقت قيام كرده است اينطور معرفي كردند.

..........سيد الشهدا را ميخواستند معرفي كنند كه يك ادمي است كه در مقابل حكومت وقت خليفه الله ايستاده است.

رژيم منحط بني اميه ميرفت تا اسلام را رژيم طاغوتي و بنيانگذار اسلام را بر خلاف آنچه بود معرفي كند.معاويه و فرزند ستمكارش به اسم خليفه رسول الله با اسلام آن كرد كه چنگيز خان با ايران و اساس مكتب وحي را تبديل به رژيم شيطاني نمود.(6/4/58)

حضرت سيد الشهدا ديدند كه معاويه و پسرش خداوند لعنتشان كند اينها دارند مكتب را از بين ميبرند دارند اسلام را وارونه  جلوه ميدهند.اسلامي كهآمده است براي اينكه انسان درست كند  نيامده است قدرت براي خودش درست كند آمده است انسان درست كند اين پدر و پسر داشتند اسلام را وارونه نشان ميدادند.به اسم خلافت رسول الله بر ضد رسول الله قيام كرده بودند.اعمالشان و رفتارشان شيطاني و فريادشان فرياد خليفه رسول الله بود.(7/4/85)

يزيد هم يك قدرتمند بود و يك سلطان .امام حسين(ع)به چه حجت با سلطان عصرش طرف شد؟با (ظل الله)طرف شد؟سلطان را نبايد دست زد.سلطاني كه شهادتين را ميداد و ميگفت من خليفه ي پيغمبر هستم.براي اينكه يك آدم قاچاق بود.براي اينكه آدمي بود كه ميخواست اين ملت را استثمار كند.ميخواست اين ملت را منافع ملت را ميخواست خودش بخورد و اتباعش.(14/8/87)

سيد الشهدا هم چون ديدند اينها دارند اصل اسلام را آلوده ميكنند با اسم  خلافت اسلام خلافكاري ميكنند و ظلم ميكنند و اين ظلم منعكس ميشود در دنيا كه خليفه الله دارد اين كارها را ميكند سيد الشهدا تكليف براي خودشان دانستند كه بروند و كشته هم بشوند  و حو كنند آثار معاويه و پسرش را.(13/4/58)

..........يزيد ادمي بود كه به حسب ظاهر متشبث به اسلام بود و خودش را خليفه پيغمبر حساب ميكرد و نماز هم ميخواند و همه ي كارهايي كه ما ها ميكنيم ان هم ميكد اما چه كرد؟اما از ان طرف معصيت كار بود.مخالف سنت رسول الله عمل ميكرد.رفتارش با مردم خلاف سنت رسول الله بود.بايد حافظ دماء مسلمين بشود او دماء مسلمين را ميريخت بايد مال مسلمين را هدر ندهد او هدر ميداد.(18/9/87)

پيغمبر در بعضي جنگ ها شكست خورد حضرت امير در جنگ با معاويه شكست خورد حضرت سيد الشهدا را كشتند اما چون براي خدا و به امر خدا بود هيچ شكستي در كار نبود.(11/9/87)

دوري از اسلام ناب محمدي به اسم خليفه الله در دوران يزيد امام حسن(ع)را به قيام واداشت.

دوري از قيام امام حسين (ع)و راه وي در طاغوت پهلوي امام خميني را به قيام واداشت.

ودوري از انقلاب ناب خميني و وارونه جلوه دادن اسلام و انقلاب مير را به اعتراض واداشت.

پارازيت(امشب 8:30كه ديگه واقعا غير ملي شده رهنمودهاي امام را پخش كرد در كنار درخواست مجازات سران فتنه توسط وزير اطلاعات و...امام اگه روزي به اتحاد و ولايت فقيه دعوت ميكرد از اوضاع امروز خبر نداشت.امام كسي بود كه ميگفت اگه عكس من در دست جناحي بود انها پيرو من نيستند.ار احزاب ميخواست تا كانديدها را به امام نسبت ندند تا تفرقه ايجاد نشه.اما كجاست كه ببينه امروز چطور تفرقه انداخته شد فقط به خاطر اعتراض به اينكه با اسم امام از راه امام دور شدند .كجاست كه ببينه به خاطر تفاوت راي با رهبر  چطور افراد راديكالي كه سنگ امام را به سينه ميزنند ديگران را به باد تهمت و توهين گرفتند.......)

پارازيت دوم(آقايوني كه تشويق به پيروي از امام مكينند گويا فراموش كردند كه امام از مردم خواست تا به خاطر پاره شدن عكسشون تجمع نكنند  كه هرروز تجمع و راهپيمايي به راه ميندازند و بدونهيچ سندي افرادي را متهم ميكنند.

زماني هم كاريكاتور  پيامبر كشيده شد اما چنين اعتراضات و تبليغاتي نبود.نكنه امام مهم تر از پيامبره؟؟امان از طمع قدرت .........).  


پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 |
 

مهندس میرحسین موسوی پاره کردن عکس امام در جریان وقایع 16 آذر را کاملا مشکوک و یک اقدام ضدانقلابی دانست.
 
وی در پاسخ به این سوال روزنامه جمهوری اسلامی که موضع شما درباره پاره شدن عکس امام و نشان دادن صحنه اهانت به عکس امام از سیمای جمهوری اسلامی و تلویزیون‌های بیگانه چیست گفت: «حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند».
 
میرحسین موسوی افزود: «کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی‌دانند و حفظ حرمت امام را واجب می‌دانند. اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی‌هائی نمی‌زنند زیرا همه میدانیم که دانشجویان به امام عشق می‌ورزند و حاضرند برای آرمان‌های امام جان‌فشانی کنند».
 
مهندس موسوی گفت: «اطلاعات دقیقی درباره اینکه اصولاً چنین کاری صورت گرفته باشد ندارم کما اینکه درباره عاملان این اقدام ساختارشکنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم ولی به‌هرحال اگر چنین کاری صورت گرفته باشد این یک اقدام مشکوک است و پخش آن صحنه ضدانقلابی از سیمای جمهوری اسلامی نیز اقدام نادرستی بود. از رسانه‌های بیگانه که همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست که با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتکب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی که موجودیت خود را به برکت انقلاب عظیمی که به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است به‌هیچوجه قابل قبول نیست».

رای ما یک کلام                          نخست وزیر امام

زنده باد امام زنده باد راه حقیقی امام

زنده باد موسوی و جنبش سبز

امام خمینی(ره):اگر به من و یا به عکس من اهانتی شد مردم عکس‌العملی نشان ندهند

در پى بالا گرفتن اختلافات ابوالحسن بنى‏صدر رئیس جمهور وقت با نخست‏وزیر، روحانیت و نیروهاى خط امام، و در جریان تجمع هواداران بنى‏صدر در مشهد که بیشتر از سوى اعضا و هواداران سازمان منافقین و «دفتر همکاریهاى مردم با رئیس‏جمهور» که در نقش یک حزب سیاسى تندرو عمل ‏کرده، ساماندهى و حمایت مى‏شد، عده‏اى به قصد ایجاد اغتشاش شعار اهانت‏ آمیز داده و عکس امام خمینى را پاره کردند. انتشار این خبر موجى گسترده از اعتراضات مردمى را در سراسر کشور به همراه داشت و در اعتراض به این حرکت، جمع زیادى از احزاب و تشکلهاى اسلامى و جامعۀ روحانیت اعلام برگزارى راهپیمایى ـ در روز 27/9/59 ـ کردند.

به گزارش جماران، به دنبال پخش این خبر از تلویزیون اصفهان، و تحرکات تفرقه‏افکنانۀ منافقین و هواداران بنى‏صدر در این شهر، آقاى سید جلال‏الدین طاهرى نمایندۀ امام و امام جمعۀ اصفهان با صدور بیانیه‏اى در اعتراض به این تحرکات از اصفهان به قم هجرت کرد و در پى آن موجى از حرکتها و درخواستهاى مردمى براى بازگشت ایشان و برخورد با تفرقه‏افکنان فضاى شهر را در برگرفت. با صدور اطلاعیۀ دفتر امام و اعلام نظر رهبر کبیر انقلاب، فضاى ملتهب در کشور و در اصفهان آرام گرفت و آقاى طاهرى نیز به این شهر بازگشت.(صحیفه امام؛ ج 13، ص 406-407) اکنون در بیست و نهمین سالگرد این اعلام نظر حضرت امام خمینی(س) قرار داریم.

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم


پیرو اطلاعیه‏هاى متعددى که از سوى حضرات آقایان آیات عظام و حجج اسلام و علماى اعلام شهرستانها ـ دامت برکاتهم ـ و نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، انجمنها و گروهها و احزاب و دستجات و سازمانها و اصناف و شخصیتهاى محترم دیگرى که در مورد تعطیل و راهپیمایى سراسرى روز پنجشنبه دهم ماه صفر برابر با 27 آذر ماه 59 اعلام شده بود، حضرت امام خمینى رهبر انقلاب اسلامى ضمن تشکر و تقدیر و سپاسگزارى صمیمانه از احساسات و عواطف همگى آنان فرمودند: «با توجه به حساسیت زمان در مقطع فعلى که ما گرفتار جنگ با دشمنان اسلام هستیم، و با توجه به اینکه بارها اعلام کرده‏ایم به خاطر حفظ وحدت، اگر به من و یا به عکس من اهانتى شد مردم عکس‏العملى نشان ندهند. بدین وسیله از عموم آنان تقاضا مى‏شود از تعطیل و یا راهپیماییهایى که قرار است به این عنوان انجام شود صرف نظر نمایند و به رفع مشکلات و کارهاى دیگرى که دارند بپردازند، و حتى‏الامکان مردم را به آرامش و نظم دعوت کنند».

و ضمناً فرمودند: «از جناب آقاى حاج سید جلال‏الدین طاهرى ـ دامت افاضاته ـ تقاضا مى‏کنم بنا به درخواست اهالى محترم اصفهان به این شهر باز گشته و کماکان به اقامۀ نماز جمعه و ارشاد مردم ادامه دهند. و ارگانهاى انقلابى هم که اعلام دو روز تعطیل نموده‏اند به کارهاى عادى خود مشغول گردند. از خداى تعالى توفیق همگان و پیروزى کامل مسلمانان را بر دشمنان اسلام مسئلت مى‏نماید».

۸۸/۹/۲۳

تجمع در دانشگاه برای محکوم کردن هتک حرمت امام خمینی:

دسته ای از دانشجویان بسیجی که البته از دانشگاه های دیگر نیز به صورت  جمعی حضور داشتند !!!!!

دسته ای از سبز پوشانی که امروز اندک بودند چرا که هفته ی قبل و پس از ۱۶ آذر  به دلیل تهدیدهای کمیته ی انضباطی متعهد به عدم هیچ گونه فعالیت سیاسی شده بودندو....

کسانی  بودیم که با عکس امام در دست ابتدا شعار (دورد بر خمینی)را سر داده و بعد از آن با چسب هایی سبز بر دهانمان و عکس امام بر دست تجمعی صامت

داشتیم اما..............

اما به جرم سبز بودنمان  چند نفر از دوستانمان مظلومانه و بدون هیچ دفاعی در اوج غرور و  آزادگی اسیر بند حراست دانشگاه شدند........

جرم ما فقط سبز بودنمان است.از راه امام چقدر دور شده ایم....

هفته ی دیگر محرم است و من امروز برای مظلومان عصر خودمان گریستم.

یا حسین............................................................................

 


دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 |
 

تا اطلاع ثانوی تعطیل

به علت ازدحام امتحانات میان ترم و پایان ترم تا اطلاع ثانوی

 

 این وب به روز  نخواهد شد.

 

البته برای قسمت نظرات دوستان هرچند که اندکه ولی احترام خاصی قائلم

 

و از نظرات گران بهاتون استفاده خواهم کرد.

 

به امید روزهای سبز و پر از آزدی.بدرود.

 

 تو گوش من این زمزمست...فردا پر از آزادیه


شنبه چهاردهم آذر 1388 |
 

عید غدیر متعلق به همه ی شیعیان

علي جان امروز در عيد ولايت و امامتت به سويت پناه آورده ام با دلي آكنده از غم.با دلي شكسته با حرف هايي كه  تو تنها شنونده ي آن هستي بدون آنكه متهمم كني.

از زماني كه چشم به روي اين دنياي كثيف گشودم  در گوشم نام تو زمزمه شد.از همان روزها به ولايت و امامتت شهادت دادم ...کودك بودم نميشناختمت اما هنگامي كه زمين ميخوردم نام تو قدرت و شوقي بود براي برخاستنم.بزرگ تر شدم تو را كامل نه اما بيشتر شناختم.در حد اندك خودم فهميدم وحس كردم و اكنون شده اي عشق ذره ذره ي وجودم.

در تمام سالهايي كه گذرانده ام  در خيال خودم روز عيد غدير را روز وحدت ميپنداشتم.در خيالم اين روز متعلق به تمامي شيعيان تو بوده است اما....

 

 

علي جان مگر تو پيرو و اولين ايمان آورنده به همان پيامبري نيستي كه به عيادت مرد يهودي رفت تا از غيبت چند روزه اش جويا شود.تا ببيند كجاست آن كسي كه هرروز با فضولات حيوان به استقبالش مي آمد؟نكند بيماراست؟نكند درمانده است؟؟؟؟؟مگر آن شخص يهودي نبود؟

علي جان آيا تو همان نيستي كه ميدانستي ابن ملجم قاتل توست اما عدالت پيشه كردي و قبل از آنكه عملي انجام دهد متهمش نكردي و با قصاص جان خود را نجات ندادي؟آيا تو آن بزرگواري نيستي كه پرستار قاتل خويش بود و تيمارداري اش را ميكرد؟همان كسي كه از قاتلش گذشت و از فرزندانش براي وي طلب عفو كرد؟

علي جان بارها شنيده ايم كه چگونه خشمت را در مقابل عمر فروخوردي و ابا كردي ازينكه عمر را از روي خشم و كينه ات به قتل برساني نه به خاطر خدا و در راه خدا.

علي جان تو همان مسلماني هستي كه گفتي اگر خاري به پاي دختر يهودي برود مرد مسلمان حق دارد كه از درد بميرد.

تو آن خليفه اي هستي كه از تكريم و تمجيد هراسان بودي.ميدانستي معصومي و بدون خطا.اما همواره مشتاق انتقاد و خرده گيري بودي كه مبادا به بيراهه روي.معصوم بودي اما آيا هيچگاه ننگ بي ديني به منتقدانت زده اي؟

تو آن حاكمي هستي كه از استقبال پر شور مردم و از اينكه  بتي شوي براي پرستش شرمسار بودي...

علي جان تو را چه بنامم؟پسر عم خاتم انبيا؟اولين ايمان آورنده ي راه حق؟همسر با وفاي دخت نبي؟پدر حسنين؟شير خدا؟كودك همبازي يتيمان؟مرد كيسه به دوش كوچه هاي كوفه؟شهيد مظلوم محراب؟؟چه بگويمت؟

چقدر علوي بودن و با تو بودن سخت است.

............ در خيالم اين روز متعلق به تمامي شيعيان تو بوده است اما....

اما امسال گويا عده اي نميخواهند كه اينگونه باشد.يهوديان و منتقدان و حتي ابن ملجم از تو كه معصومي و نماينده ي به حق خدا در زمين اهانتي نشنيده اند اما ما شنيده ايم  از كساني كه ادعاي با تو بودن دارند از كساني كه نام تو را دارند......

ما فقط معترض بوديم.معترض به  اينكه بدون هيچ اقدامي احسان ها را به دار ميكشند.معترض اينكه دختران مسلمان از مسلماني كتك ميخورند و کسي دم نميزند.معترض اينكه مردم شده اند لشگري براي استقبال.معترض اينكه چرا كسي از جان دادن كودك گرسنه در كنار خيابان و جوانان بي گناه در زندان ها دم نميزند؟چرا دراين حكومت مردم ثمره ي عرق ريختن هاي خود را لمس نميكنند؟چرا در حكومتي اسلامي دادگاهي  به  اين ظالمانه  برپا ميشود؟چرا كسي شنواي نقدها و درد دل هاي ما نيست؟چرا؟چرا؟چرا؟؟؟

جواب چراهايمان چه بود؟چه شنيديم جز توهين و ننگ؟از همان روزهاي اول شديم بي دين و جهنمي.آن روزها شرم ميكردند ازين كه مدعي شوند علوي هستند و ما اموي......

.مگر رفتار كدامشان به تو نزديك است؟مگر كدام رفتارمان ما را از تو دور كرده است؟؟به چه حقي در حكومتي اسلامي كه نام تو سرپوش تمام كارها است تو را و عيد تو را از ما ميربايند؟

علي جان تو را به اين روز عزيز تو را به خداي احدت قسم برايمان دعا كن.براي ظهور فرزندت دست به دعا بردار........ديگر نايي براي نفس كشيدن در ميان اين مردم به ظاهر علوي كه هرروز ننگي جديد بر ما ميزنند نيست.......


شنبه چهاردهم آذر 1388 |
 
همیشه در تردید

اگر بگویی حرف نزنم نبینم و نشنوم میتوانم لال و کور و کر شوم.میتوانی من را در اتاقی تاریک تنها حبس کنی اما نمیتوانی اندیشه ام را از من بگیری.فکر من مال من است.
من تا آخر می ایستم وثابت خواهم کرد که هم مسلمانم و هم ایرانی....
کاش میدانستید که موسوی تنها یک بهانه است.نیامدنش بهانه ای بود برای فریاد زدنمان.
و من ایران و اسلامم را از دست این مزدوران نجات خواهم داد

 

مطالب اخير

یا صاحب الزمان العجل العجل العجل

وحسین هنوز هم تنهاست

سخنان فراموش شده ی امام

قیام عاشورا در دیدگاه امام خمینی

تا اطلاع ثانوی تعطیل

عید غدیر متعلق به همه ی شیعیان

به كجا چنين شتابان؟؟؟؟؟؟؟

به مناسبت زاد روز دکتر علی شریعتی

کلاس درس امروز

 

آرشيو مطالب

دی 1388

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388

فروردین 1388

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

 
 

پيوند ها

رویای فریاد

مرد بارونی

ندگانی شریف

رویای آبی داشتن تو

دولت خدمتگزار

دنياي عكس

WHERE IS MY VOTE

سبز دلان

در راه اصلاحات

ايران هميشه سبز

جنبش سبز علوي

سبز انديشان گرگان

باز تنها موندم

http://etedaltosee.blogfa.com/

دو خس و خاشاك سبز

 

امکانات جانبی

RSS 2.0